درباره ما
دوستان
آخرین مطالب
دیگر موارد
 
 

شعر طنز «دهدشتی است» تقدیم به همشهریان و هم‌ولایتی های عزیزم/ فریدون هاشمی

شهردار لار دهدشتی ست
یزد٬ فرماندار دهدشتی ست
پاسبخش پادگان شهر
منشی سردار دهدشتی ست
از کتابی رونمایی شد
صاحب آثار دهدشتی ست
کرده ای دقت که در سیما
مجری اخبار دهدشتی ست؟
ریخت بم معلوم شد اینکه
مانده در آوار دهدشتی ست
هرکجا دیدی کسی با شوق
می کشد سیگار دهدشتی ست
صاحب کشتی نشد بی شک
صاحب انبار دهدشتی ست
گفتم این پیمان پر سودی ست
گفت پیمانکار دهدشتی ست
هرکجا شلوار کردی هست
داخل شلوار دهدشتی ست
پیچ تان را می کند محکم
هر کجا آچار دهدشتی ست
می روی بوشهر می بینی
باز یک خروار دهدشتی ست
دکه های چای و نوشابه
داخل بازار دهدشتی ست
تاجر توتون و تنباکو
عامل سیگار دهدشتی ست
هرزمان چرخیده جایی چرخ
نقطه پرگار دهدشتی ست
هرکجا باشی ندارد فرق
از اول بشمار٬ دهدشتی ست
می روی توی مطب٬ دکتر
بر سر بیمار دهدشتی ست
هرزمان دلداده ای دیدی
بی گمان دلدار دهدشتی ست
خانم آقای همسایه
همسر همکار دهدشتی ست
توی مسجد رفتم و دیدم
توی آن بسیار دهدشتی ست
دکتر و آخوند و دانشجو
سید و سالار دهدشتی ست
گرچه هرجا هست قانونی
صاحب هنجار دهدشتی ست
تا در_ علم و ادب سازند
بهترین نجار دهدشتی ست
بر درخت علم و دانش نیز
شاخه پربار دهدشتی ست
گرچه پاک و ساده و یکروست
شهر بی دیوار دهدشتی ست
عشق می ورزد به هر جا رفت
عاشق سیار دهدشتی ست
پس چرا در موقع تقسیم
بیکس و بیکار دهدشتی ست؟
توی جبهه رفتی و دیدی
شیر در پیکار دهدشتی ست
بانوای کاروان جنگید
بینوا انگار دهدشتی ست
خط اول بود اما حال
آخر آمار دهدشتی ست
مال او را خورده اند از ته
بسکه بی غمخوار دهدشتی ست
شهر من دهدشت مظلوم است
درد من بسیار دهدشتی ست
توی استان نیز محروم است
گرچه استاندار دهدشتی ست

(فریدون هاشمی)



:: برچسب‌ها: دهدشت

سرزمین ایلات کهگیلویه و بویراحمد در شمال و مغرب ممسنى قرار دارد، در این سرزمین، سه گروه بزرگ عشایر لُر به‌نام‌هاى جاکی، باوی و آقاجری سکونت داشتند. ایل جاکى خود به دو قسمت: چهار بُنیچه و لیراوی تقسیم مى‌شد. چهار بُنیچه، گروه‌هاى بویراحمدی، چرامی، دشمن زیارى و نوئى را در برداشت که در مشرق منطقه زندگى مى‌کردند. طایفه‌هاى مختلف ایل نوئی به‌تدریج در سایر ایلات لُر حل شدند و امروز از موجودیت ایلى آنها خبرى نیست. 

لیراوى شامل لیراوى کوه و لیراوى دشت بود که در غرب منطقه به‌سر مى‌برند. امروز ایلات بهمئی، و طیبى در قلمرو لیراوى‌ها سکونت دارند. اکنون طوایفى که برجاى مانده‌اند عبارت است از: بویراحمد (عُلیا و سُفلى و گرمسیر)، چرام، بابوئی، دشمن زیارى و طیبى و بهمئی، که بیشتر آنها در منطقه کهگیلویه به‌صورت کوچ‌نشینى و نیمه کوچ‌نشینى به حیات خود ادامه مى‌دهند .(ت فیروزان ترکیب و سازمان ایلات و عشایر ایران، ایلات و عشایر، آگاه، ۱۳۶۲ ص ۳۳ تا ۱۸.) 

انتهای پیام

ایل بویراحمد:

ایل بویراحمد بزرگترین ایل منطقه کهگیلویه است که حدود نیمى از جمعیت کهگیلویه را تشکیل مى‌دهد. این ایل در سرزمینى به‌وسعت تقریبى ۶۵ هزار کیلومتر مربع یعنى حدود ۴۲ درصد مساحت کل منطقه پراکنده‌ هستند. منطقه مزبور از لحاظ جغرافیائى به دو بخش متمایز ازهم، گرمسیر و سردسیر تقسیم مى‌شود. حدود ۱۷۰ سال پیش، ایل بویراحمد که پر قدرت‌ترین ایلات بود، رئیس ایل، ایلخانان بویراحمد قسمت‌هائى از مناطق پشتکوه، هم‌چنین بخش‌هائى از بلاد شاهپور، تِل خسرو و رِوِن“ را در تصرف داشت. 

به‌علت اختلافاتى که در خانواده و در میان پسران ایلخان بروز کرده بود، وى براى حل این اختلافات و جلوگیرى از زد و خوردهائى که ممکن بود در آینده در قلمرو ایل به ‌وجود بیاید، محدودهٔ ایل را میان پسران خود تقسیم کرد. منطقه گرمسیر یعنى آنچه از بلاد شاهپور در اختیار داشت به پسر بزرگ خود واگذار کرد و منطقه سردسیر یعنى تَل خسرو و رِوِن را به دو پسر دیگرى که از یک مادر بودند سپرد. این منطقه بویراحمد سردسیر یا بویراحمد سرحدى نامیده مى‌شود. پس از مرگ خان بین پسران خود نزاع درگرفت و قلمرو خان به ‌صورت تقسیمات کوچک ‌ترى درآمد. منطقه بویراحمدى سردسیر (بویراحمد سرحدی) که در اختیار دو برادر بود به دو بخش بویراحمد علیا و بویراحمد سفلى تقسیم شد.(مردم‌شناسى ایران، دانشکده افسری، سال ۱۳۶۱ ص ۱۶ تا ۱۸). 

اکنون از لحاظ تقسیمات سیاسی، سرزمین بویراحمد کهگیلویه از سه بخش مجزاء از هم تقسیم مى‌شود که گروه‌هائى از ایل بزرگ بویراحمدى در آن سکونت دارند. این مناطق سه‌گانه عبارت است از: 

1: بویراحمد سفلی 2: بویراحمد علیا 3: بویراحمد گرمسیر

مردمى که در این مناطق زندگى مى‌کنند همه خود را از ایل بویراحمدى مى‌دانند و میان آنها روابط خویشاوندى وجود دارد. (گزارش بررسى مقدماتى و طرح مطالبه آینده در ایلات کهگیلویه و بویراحمدی، مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعى). 

بخش بزرگى از سرزمین بویراحمدى در بستر رودخانه بشار قرار دارد. منطقه بویراحمد علیا که در قسمت بالاى رود واقع است به سررود و بویراحمد پائین یا بویراحمد سفلى به دَمرود یعنى بخش پائین رودخانه نامیده مى‌شود. منطقه سررود که به تُلِ خسرو معروف است از لحاظ منابع آب بسیار غنى است محصولات زراعى آن فراوان است و مرکز آن یاسوج یعنى مرکز استان کهگیلویه و بویراحمدى است دَمرود در بخش شرقى بویراحمد سفلى و دنباله سررود واقع شده است و داراى آب نسبتاً فراوان و خاک حاصلخیزى است بویراحمد سفلى دو بخش سردسیر و گرمسیر دارد که شهر تاریخى دهشت در قسمت‌هاى غربى منطقه در قلمور گرمسیر آن واقع شده است.(مردم شناسى ایران دانشکده افسرى ص ۱۸). 

 ایل چرام:

چرام منطقه کوچکى است که حدود ۶۰۰ کیلومتر مربع وسعت دارد. جمعیت چرام تقریباً ۱۰،۰۰۰ نفر است که در هر کیلومتر مربع آن ۱۶ نفر زندگى مى‌کنند. ایل چرام از ۵ تیره و ۱۳ طایفه تشکیل گردیده است. نیمى از خانواده‌هاى این ایل کوچ‌گر هستند و زندگى ییلاق - قشلاقى دارند. این سرزمین پر آب‌ترین و حاصلخیزترین مناطق کهگیلویه است و از این حیث معروفیت زیادى دارد. 

ایل بابوئى:

بابوئى منطقه‌اى است به‌وسعت ۲۶۰۰ کیلومتر مربع که ۳۰،۰۰۰ نفر جمعیت را در خود جاى داده است. بابوئى به دو منطقه پشت‌کوه (سردسیر) و زیرکوه (گرمسیر) تقسیم مى‌شود. ایل بابوئى از ۵ تیره و ۴ طایفه مستقل تشکیل مى‌شود. گروه‌هاى دیگرى هم در مجاور آنها سکونت دارند. مرکز منطقه باشت است، ولى شهر دو گنبدان که در سال ۱۳۲۰ دهى بوده است با جمعیتى حدود ۲۵۰ نفر امروز به‌علت وجود چاه‌هیا فراوان نفت گچساران به‌صورت شهر بزرگ درآمده است که بین راه فارس و خوزستان قرار دارد. 

ایل دشمن زیارى:

دشمن زیارى منطقه‌اى است پوشیده از تپه و ماهور و کوهستانى به‌وسعت حدود ۸۰۰ کیلومتر مربع با جمعیت تقریباً ۲۵،۰۰۰ نفر که به‌طور رسمى در هر کیلومتر مربع آن ۳۰ نفر زندگى مى‌کنند. 

ایل دشمن زیارى از ۹ طایفه تشکیل شده است. دشمن زیارى‌ها علاوه بر دامدارى به زراعت به ‌ویژه زراعت برنج اشتغال دارند، به‌همین جهت بخشى از جمعیت آنان تابستان‌ها براى زراعت برنج در گرمسیر مى‌مانند، بقیه نیمه کوچ‌نشین هستند و ییلاق - قشلاق مى‌کنند تابستان‌ها مدت ۴ ماه به سردسیر مى‌روند و از اوایل مهر باز مى‌گردند، فاصله میان سردسیر و گرمسیر را مدت ۱۵ تا ۲۰ روزه طى مى‌کنند. 

ایل طیّبى:

منطقه طیّبى با حدود ۲۲۰۰ کیلومتر مربع وسعت، ۳۰،۰۰۰ نفر جمعیت را دربر مى‌گیرد. تراکم نسبى جمعیت در هر کیلومتر مربع ۱۳ نفر است. ایل طیبى مرکب از ۲۹ طایفه است. منطقه طیبى از دو بخش جداگانه سردسیر و گرمسیر تشکیل مى‌شود. بخش گرمسیر حدود ۱۹۰۰ کیلومتر وسعت دارد که جمیعت آن ۲۰،۰۰۰ نفر و از ۲۰ طایفه تشکیل مى‌شود که از میان چند طایفه آن تنها عده‌اى زندگى ییلاقى - قشلاقى دارند. منطقه طیبى سردسیر حدود ۳۰۰ کیلومتر مربع وسعت و ۱۰،۰۰۰ نفر جمعیت دارد و از ۶ طایفه تشکیل مى‌شود که زندگى نیمه کوچ‌نشینى دارند. زمستان‌ها عمدتاً در قشلاق (گرمسیر) پراکنده هستند و تابستان‌ها را به‌همراه دام‌هاى خود به ییلاق (سردسیر) مى‌روند.(همان گزارش بررسى مقدماتى کهگیلویه و بویراحمد، ص ۱۴ تا ۱۹). 

ایل بهمئى:

سرزمین این ایل در مغرب کهگیلویه واقع است، حدود ۲۷۳۷ کیلومتر مربع وسعت دارد. جمعیت آن ۳۷،۳۶۷ نفر است که از سه تیره مشتمل بر۱۳ طایفه و تعدادى متفرقه تشکیل گردیده است. ۸۵ درصد جمعیت بهمئى کوچ‌نشین هستند و نسبت کمى هم به‌منظور آب آشامیدنى و علوفه براى دام تا شعاع چند کیلومتر از مرکز کوچ مى‌کنند. 

کوچ‌نشینان در سیاه‌چادر به‌سر مى‌برند، هر چادر به یک خانواده (بهون) تعلق دارد مجموعه چند خانواده (بهون) یک مال را تشکیل مى‌دهد. ایل بهمئى سه ماه سال (خرداد تیر و مرداد) را در سرحد که منطقه کوهستانى و سرد است به ‌سر مى‌برند، ماه‌هاى اردیبهشت و خرداد در سردسیر که بین سرحد و گرمسیر واقع است مى ‌گذرانند و ۵ ماه آبان، دی، بهمن و اسفند و قسمتى از ماه فروردین را در گرمسیر هستند. عشایر بهمئى به گویش لرى سخن مى‌گویند. همه مسلمان و پیرو مذهب شیعه اثنى عشرى هستند.(رجوع شود به: نادر افشار نادرى - مونوگرافى ایل بهمئی، بخش تحقیقات عشایرى مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعى سال ۱۳۴۷ ص ۱ تا ۱۷).



:: موضوعات مرتبط: آداب و رسوم و ایلات کهگیلویه، تاريخ و تمدن و اخبار دهدشت
:: برچسب‌ها: ایل, بویراحمد, طیبی, دشمن زیاری, بابویی

علی سینا برقک :

 

 

قومیت نیز همانطور که آیات به مقتضیات زمان آمده اند و در هر شرایط زمانی به شیوه ای خاص بیان شده اند و حدود را مشخص نموده اند در گذر زمان و از خلقت تا کنون دچار تغیراتی با توجه به شرایط و ویژگیهای زمانی شده اند و از کیومرث شروع شده تا خانواده ها و قبایل غار و جنگل نشین که به قول علمای تاریخ در کوهها زندگی کردند و بعد به دامنه ها آمدند و نیاز به حل مسائل میان خودشان باعث ضرورت انبیا شده است تا راه زندگی را به آنها یاد دهند و در ادامه حل و فصل امور را کسانی به عهده گرفتند.

 

این سیر در تاریخ ایران(ایلام و انشان) بنام قبایل ایلامی مشهور و آمده است که هزاران سال طول کشید تا چوپانان کوه نشین ایلامی شیوۀ زندگی در دشت را یاد گرفتند و به اصطلاح شهر نشین شدند همین روند در دوران هخامنشی چنین آمده است که قبایل آنان ده تا یازده قبیله بودند که شش تای آن کوچرو بوده اند و در زمان اشکانیان تمامی کوچ رو بوده و بعد از به قدرت رسیدن شهر نشینی را اختیارکردند که باز جو غالب با کوچرو ها بوده زندگی غالب مردم شبانکاره(چوپانی) وکرد داشته اند در دوران اسلامی همین شبانکاره ها و کردان را به نام رَم(زَم) ها آورده اند که از پنج رم(زم) موجود در پارس سه تا از آنها در کوره ارگان(ارجان) بود و یکی از آنها با توجه به تشابه اسمی مشترک در کوره ارگان و شاپور بود و یکی از آنها در کوره اردشیر بوده است اگر چه با قدرتی که کسب کردند و موقعیتی که به دست آوردند بقیۀ کوره های فارس را نیز به تصرف خود در آوردند.رم(زم) هایی که در کوره ارگان بودند در آن قسمتی قرار داشتندکه امروز به نام استان کوه گیلویه و بویر احمد می باشند اگر چه به خاطر ماهیت و شیوۀ زندگی زمستانها تا ساحل دریا پیش می رفتند تا نیازهای دامی خود را بدست آورند.

این رم(زم) ها عبارت بودند از: زم بازرنجان(بسنجان)، زم جیلویه، زم زیز و لوالجان و زم الذیوان که در فارس دو زم بدین نام یکی در کوره شاپور و یکی در کوره ارگان(ارجان) بوده است.

 

زم هم ریشۀ عربی دارد و هم ریشۀ پارسی زیرا از نظر اوستا می توان آن را برگرفته از زامیاد و زمیگ دانست که هر دو به معنی زمین می باشند و رم نیز بر گرفته از رمه وگله می باشد که به هر دو شکل صحیح است و شیوه ای از زندگی و یا سکونت را نشان می دهد اما همین شیوۀ زندگی در دوره ای بوسیلۀ مورخین بویژه حمداله مستوفی ناگهان تحت عنوان لر آورده و وجه تسمیه هایی برایشان نیز ذکر کرده اند همچنین عده ای از محققین بخاطر وجود نام کرد از زمان اشکانیان تا کنون احساس کرده اند که لر وکرد یکی هستند و از نظر نژادی نیز یکی می باشند منظور نه در خلقت که همه یکی هستند بلکه در دوران آریاها(پارس، پارت، ماد، سکایی و کاسی وحتی خوزیها(ایلامیان)) مورد نظر است از جمله رشید یاسمی که در این مورد اشتباه کرده است وکرد به معنی شیوۀ زندگی را با کرد نژادی که ریشه در ماد دارد یکی بحساب آورده اند بنا بر این مناطقی مانند کردستان درکنار بهبهان و ده کرد ایذه و ده کرد بختیاری که به شهر کرد مشهور شده است ریشه در محل سکونت چوپانان و صاحبان حشم وگله و رمه دارد و با کردستان که هم به معنی شیوۀ زندگی و هم نژادی است فرق دارد.

 

در مورد لر حمداله مستوفی معتقد است که چون در قرن سوم دو برادر یکی بزرگتر بنام بدر و دیگری کوچکتر بنام منصور در مناطق لر نشین حاکم بودند آنکه بزرگتر بود بر چهارمحال و بختیاری و بخشی از خوزستان وکوه گیلویه وبهبهان حاکم بود و به نام لر بزرگ مشهور شد و منصور بر ایلام و لرستان حاکم بود و به نام لر کوچک مشهور شد نظر و دیدگاهی که بخاطر عدم قرابت دو حاکم مردود و از درجۀ اعتبار ساقط می باشد. که علل آنرا در وجه تسمیه ها خواهم گفت. بنا براین لر بزرگ و کوچک صرفاً بر اساس وسعت و جمعیت بوده است.

 

در دورۀ اتابکان لر از قرن ششم به بعد بوجود آمده است و از آن زمان به بعد سه منطقۀ بزرگ لر نشینی بوجود آمد که عبارتند از لر بزرگ ، لر کوچک و منطقۀ لر نشین سومی که میان لر بزرگ و فارس بنام شولستان مشهور بود و با مهاجرت طوایف چهاره گانۀ ممسنی از کوه گیلویه به آنجا شولها را خارج یا در خود هضم کرده و آن منطقه را به نام خود ممسنی نامیدند ضمن اینکه نباید غافل بود که همۀ لر بزرگ و شولستان به استثنای بختیاریها می توانند بازماندگان شبانکاره باشند که آنها خود نیز می توانند از بازماندگان بازرنگیان و دیگر زم ها بوده باشند و به همین نسبت ریشه درقبل از خود داشته باشند.

پایان/



:: موضوعات مرتبط: تاريخ و تمدن و اخبار دهدشت
:: برچسب‌ها: قوم لر
 

اشکفت تاریخی «مه‌ملاری» در رودخانه سادات با معماری خاص و قدمت تاریخی فراوان هنوز ناشناخته مانده است.

 

شرایط خاص جغرافیایی و توپوگرافی مناطق مختلف استان کهگیلویه و بویراحمد باعث شده این دیار در دوران‌های مختلف تاریخی به عنوان محلی امن برای سکونت و در امان ماندن از حملات جنگجویان و راهزنان باشد. پناه بردن به قلب جنگل‌ها و کوه‌های سخت‌گذر یکی از راه‌هایی بود که بشر در گذشته برای در امان ماندن از جنگ‌های مختلف برای خود برگزیده بود.

 

«مه‌ملاری» تنگه‌ای است زیبا که با آثار و ابنیه به جا مانده در آن می‌توان به قدمت و نیز هوشیاری ساکنان آن پی‌برد.
چین‌خوردگی مه‌ملاری که در اصلاح محلی به آنها «اشکفت» گفته می‌شود در پنج کیلومتری غرب روستای رودخانه سادات واقع شده است. اشکفت‌های مه‌ملاری از گذشته‌های دور تا دهه‌‌های گذشته به عنوان محلی امن برای ساکنان آن به حساب می‌‌آمد.

اشکفت تاریخی مه‌ملاری با طولی بیش از ۵۰۰ متر با کشیدگی شمالی جنوبی و در قلب جنگل‌های بلوط منطقه سادات واقع شده است و دسترسی به این تنگه زیبا و تاریخی تنها از چند مسیر محدود میسر است و شاید همین موضوع باعث شده بشر این منطقه را برای سکونت برگزیند.

 

مصالح بکار رفته در ابنیه مه‌ملاری غالبا از ساروج است که به تناسب زمان و با تغییر کاربری که توسط ساکنان آن در دوره‌های مختلف صورت گرفته از گچ و خشت نیز استفاده شده است.

 

وجود آثار به جامانده حصار باغ‌ها و نیز درختان کهنسال انجیر و انگور در وسط و حاشیه این تنگه نیز دلیلی محکم بر وجود سکونت در این اشکفت است.

 

بنا به گفته افراد کهنسال و نیز آثار به جای مانده در تنگه مه‌ملاری سال‌های دور دارای رودخانه‌ای خروشان بوده که با خشک شدن این رودخانه به مرور این منطقه از سکنه خالی شده است.

 

این در حالی است که مه‌ملاری از گذشته‌های دور تاکنون در میان اهالی منطقه سادات به عنوان محلی طلسم شده و دارای قداست خاص معرفی می‌شد، قداستی که در سال‌های اخیر و با رواج دستگاه‌های گنج‌یاب عملا شکسته شد و مه‌ملاری به جولانگاه گنج‌یابان تبدیل شده است.

 

این اشکفت تاریخی علاوه بر دارا بودن زیبایی‌های طبیعی همواره به عنوان یکی از سوژه‌های اصلی قصه‌ها و افسانه‌های قدیمی در این منطقه به شمار می‌رفت از خروس مه‌ملاری که با طی کردن چندین کیلومتر به جنگ خروس‌های روستاهای دور و نزدیک می‌رفت تا وجود اجنه و شیاطین و حتی مارهایی که توان بلعیدن آدم را دارند، همه از قصه‌های است که با محور مه‌ملاری سینه به سینه به نسل‌های امروزی رسیده است.

 

وجود بیبش از ۱۰ اتاقک با کاربری‌های متفاوت از محل سکونت انسان گرفته تا آغل دام و انبار و قبرستان در مه‌ملاری، به این اشکفت، زیبایی خاص و منحصربه فردی بخشیده است زیبایی و قدمتی که از دید متولیان میراث فرهنگی پنهان مانده و این سودجویان هستند که هر روز با کاوش‌های غیرمجاز خود بخشی از میراث و بقایای تاریخی مه‌ملاری را از دل خاک بیرون می‌کشند و به تاراج می‌برند.

 

محمد فاطمی از ساکنان رودخانه سادات با اشاره به وجود حرف و حدیث‌هایی که از گذشته تاکنون در مورد باستانی بودن این منطقه و نیز وجود گنج‌های بزرگ در مه‌ملاری وجود داشت،‌می‌افزاید: در سال‌های اخیر افراد زیادی شبانه اقدام به تخریب قبرستان‌ و ابنیه مه‌ملاری می‌کنند و گویا گنج‌های بزرگی نیز در این تنگه پیدا شده است.

 


علی آتش‌فراز نیز با بیان اینکه کاوش‌های باستان‌شناسی در منطقه سادات و طسوج چرام هنوز به صورت کامل صورت نگرفته است افزود: امیدواریم که با کارهای کارشناسی که در این زمینه صورت خواهد گرفت بتوانیم قدمت ابنیه و آثار تاریخی این مناطق را ثبت و ضبط کنیم.

 

کارشناس میراث فرهنگی گهگیلویه و بویراحمد افزود: در مورد مه‌ملاری نیز مطالعات خاصی صورت نگرفته است و امیدواریم در این زمینه نیز کارهای کارشناسی دقیق صورت گیرد.

 

به هر حال هر روز که می‌گذرد بخشی از آثار و ابنیه مه‌ملاری توسط سودجویان به تلی از خاک تبدیل می‌شود و با هجومی که سودجویان به سمت این منطقه تاریخی آورده‌اند می‌طلبد که متولیان امر بیش از این فرصت‌سوزی نکنند و به دنبال چاره‌ای برای نجات مه‌ملاری از چنگ دزدان آثار تاریخی باشند.

 

معرفی و مرمت ابنیه و آثار تاریخی مه‌ملاری نیز باید در  اولویت دستگاه‌های مرتبط قرار گیرد تا با شناسنامه‌دار کردن این میراث کهن و گمنام جلوی تخریب و تعرض به این میراث تاریخی گرفته شود.

 

mahlari (1) mahlari (2) mahlari (3) mahlari (4) mahlari (5)

 

 

 

گزارش و عکس: قاسم خشت‌زر



:: برچسب‌ها: مه ملاری

 

"تنگه لیتون" یکی از جاذبه های طبیعی و بکر منطقه «دلی آجم» از توابع شهرستان کهگیلویه است. آب جاری و سرد این تنگه در فصل تابستان باعث جذب گردشگران زیادی ازاستانهای همجوار می شود. شهرستان کهگیلویه از وسیع‌ترین شهرستان‌های استان کهگیلویه و بویراحمد محسوب مممیشود که با دارا بودن اقلیم‌های متفاوت در دو ناحیه سردسیری و گرمسیری توانسته به عنوان مقصدی مناسب برای گردشگران و طبیعت دوستان تبدیل شود. در ادامه تصاویری زیبا از یکی از مناطق زیبای این شهرستان در بخش دیشموک را مشاهده میکنید 

 

 



:: برچسب‌ها: طبیعت, دهدشت, کهگیلویه
 

آثار تاریخی شهرستان کهگیلویه از جمله بناهای تاریخی شهر قدیم دهدشت به عنوان مرکز بلاد شاپور و بناهایی نظیر قلعه تاریخی دیشموک به دللیل بی توجهی مسئولان هر روز در حال تخریب و فرسایش هستند، حسین خدمتی خبرنگار خبرگزاری ایرنا با انتشار عکس‌هایی گوشه هایی از این تخریب ها را به نمایش گذاشته است. امیدواریم روزی شاهد ساماندهی و توجه هرچه بیشتر به بناهای تاریخی بلاشاپور و شهر تاریخی دهدشت یاشیم تا آیندگان مانند ما گذشتگان خود را به دلیل بی توجهی به میراث تاریخی خود سرزنش نکنند....

 

 

 
 


:: موضوعات مرتبط: بلادشاپور، تاريخ و تمدن و اخبار دهدشت
 
وجود زمین‌های حاصلخیز در اطراف شهر دهدشت به خصوص منطقه " کلاچو" باعث شده سالانه بخش زیادی از زمین‌های کشاورزی این شهر به زیر کشت انواع محصولات به خصوص هندوانه برود.
کشت هندوانه شیرین و مرغوب در دهدشت گرچه به ظاهر خوشایند میآید ولی در سال های اخیر به دلیل ازدیاد کشت و عدم برنامه ریزی و بازاریابی مناسب بخش زیادی از کشاورزان متضرر می شوند.
نکته جالب در کشت هندوانه این است که هر ساله با آغاز زمان کشت هندوانه در مناطق گرمسیری بخش زیادی از افراد به یکباره خود را کشاورزی قابل میدانند و برای ورود به عرصه هندوانه کاری آستین بالا میزنند
از مدیران بانکی گرفته تا روسای ادارات و پزشک و پرستار تا وکیل و وصی و دانشجو همه و همه فیلشان هوای هندوانه میکند.
البته برای اقشار مرفه ورود به عرصه هندوانه کاری نوعی تفنن است که اگر برایشان بگیرد و محصولشان به فروش برسد که بهتر اگر هم نرسد جهنم ضرر.....ولی در این بین کشاورز زادگان و کسانی که از این طریق ارتزاق میکنند باید کاسه چه کنم دستشان بگیرند و چوب حراج بر دسترنج شیرین و آبداراشان بزنند....
در این میان البته  فرهنگ غلط چشم و هم چشمی و طمع خواری مردمان این دیار نقش مهمی در بروز این مشکلات دارد و چه خوب میشد اگر هرکس پیشه خود را در پیش می گرفت...
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

"آبشار کمردوغ"

این آبشار زیبا و رویایی در فاصله 85 کیلومتری شهر دهدشت، مرکز شهرستان کهگیلویه واقع شده که به واسطه آب آسفید رنگش به «کمر دوغ» معروف است.این آبشار در طول زمان بر صخره های تنگهء پایین دست خود، حوضچه ها و قندیلهای نمکی زیبایی به وجود آورده است.

این آبشار تنها اثر طبیعی ثبت شده در میراث فرهنگی و گردشگری است و هفتمین آبشار بلند کشور نیز به حساب میآید

 
 
 
گزارش و عکس از حسین خدمتی
====================
 
 

 

 

 

 

 

به گزارش فارس، طبیعت زیبا و بکر استان چهار فصل کهگیلویه و بویراحمد دارای زیبایی‌های کم‌نظیری است که در فصل بهار این زیبایی‌ها دوچندان می‌شود..

 

یکی از مناطق سردسیری و زیبای شهرستان بویراحمد، منطقه دشت‌راق در مرز بین دو شهرستان چرام و بویراحمد است که از شمال به میان‌تنگان و کوه دمه، از جنوب به نرماب و کوه سیوک، از غرب به دلی‌مو و کوه ساورز و از غرب به منطقه چنار محدود می‌شود.

 

این منطقه سرسبز و رویایی با مساحتی بالغ بر ۱۰۰ هزار هکتار و با پوشش گیاهی متنوع همچون جاشیر، چویل، لاله واژگون، تره کوهی، کارده، پونه کوهی، چوک، بیلهر، قارچ، ارزن،گینه، بیشک، شهن و گونه‌های دیگر در ۸۰ کیلومتری دهدشت و ۶۰ کیلومتری یاسوج قرار دارد.

 

 

منطقه سردسیری دشت‌راق از دیرباز تاکنون در حوزه سرحدات طایفه سادات امام‌زاده علی و میرسالار بوده که هر یک به نوعی از مواهب بی‌شمار این منطقه بهره می‌برند.

 

دشت‌راق از معدود مناطقی است که از گزند جاده‌های کوچک و بزرگ درامان مانده و همین موضوع باعث شده طبیعت این دشت زیبا و رویایی بکر بماند.

 

وجود انبوه گیاه جاشیر به عنوان گیاه غالب این منطقه و لاله‌های واژگونی که در گوشه و کنار این دشت قد کشیده‌اند زیبایی دوچندانی به این منطقه داده است.

 

ارتفاع بیش از ۲ هزار و ۷۰۰ متر از سطح دریا و قرار گرفتن بین دو کوه با نام‌های “کوه قوچی” و “کوه باریک” علاوه بر اینکه جلوه‌ای باشکوه به این منطقه زیبا داده، ورود و دسترسی به دشت‌راق را نیز مشکل کرده است.

 

وجود گیاه جاشیر به عنوان یکی از خوراک‌های مغذی دام باعث شده که دامداران روستاهای دهستان سادات هر ساله در فصل اردیبهشت و خرداد سختی مسیر دسترسی به دشت‌راق را به جان بخرند و با گذر از مسیرهای صعب‌العبور خود را به این منطقه برسانند تا با برداشت گیاه جاشیر بخشی از  خوراک زمستانی دام خود را تامین کنند.

 

 

مشقات برداشت گیاه جاشیر زیر آفتاب سوزان و استنشاق دردناک اسانس این گیاه معطر و البته با خاصیت باعث شده که برداشت آن به یکی از مشقت‌بارترین کارها برای دامداران تبدیل شود، به گونه‌ای که دشت‌راق در میان کسانی که اقدام به برداشت جاشیر می‌کنند به ” جهنم سبز” معروف شده است.

 

وجود چشمه‌های متعدد از ویژگی‌های منحصر به‌فرد دشت‌راق است و همین موضوع باعث شده که این منطقه به آبشخوری امن برای حیات وحش این منطقه تبدیل شود گرچه هر از گاهی صفیر گلوله شکارچیان سکوت این طبیعت زیبا و آرامش‌بخش را به‌هم می‌زند.

 

 

به هر حال وجود مناظر زیبا و چشم‌نواز دشت‌راق می‌تواند مقصدی فراموش‌ناشدنی برای طبیعت‌دوستان و علاقمندان به محیط‌های طبیعی باشد.

 

===================

 

گزارش و عکس از: قاسم خشت‌زر

 



به گزارش خبرگزاری فارس،استان چهار فصل کهگیلویه و بویراحمد به جهت برخورداری از آب و هوایی متنوع  و وجود رودخانه‌های کوچک و بزرگ به بهشتی در جنوب ایران تبدیل شده است.

یکی از این مناطق زیبا و البته بکر تنگ زیبای مو است که در منطقه سردسیری سادات امام‌زاده علی قرار دارد، این تنگ از شمال  تنگ بجک و روستای دره آخوند، از جنوب به دیلگون، از شرق به دشت‌راق و از غرب به کوه ساورز و «دلی مو» منتهی می‌شود.

 

این تنگ به جهت قرار گرفته دهنه آن به منطقه ییلاقی «دلی مو»  به تنگ می معروف است و شرایط خاص این تنگ باعث شده کمتر کسی در مسیر این تنگ تردد کند و همین امر باعث بکر و دست نخورده ماندن طبیعت زیبای این منطقه شده است.

«تنگ مو» در واقع کلکسیونی از زیبایی‌های خدادادی است، از آبشاری که در بالادست آن قرار گرفته تا پوشش متنوع و بی‌نظیر گیاهان موجود در آن همه باعث به وجود آمدن طبیعتی رویایی در دل آن شده است.

«تنگ مو» با شیبی نسبتا تند از غرب به شرق کشیده شده و دالان‌های سبز و پوشیده از گیاهان معطر کوهی مناظری بدیع و چشم‌نواز را در آن به وجود آورده است.

از زیبایی‌های دیگر این منطقه بکر می‌توان به وجود گیاهان متعددی از جمله آویشن، لاله واژگون، ریواس، تره کوهی، حلپه، درمه و ده‌ها گونه گیاهی دیگر نام برد که باعث زیبایی هرچه بیشتر این تنگ شده‌اند.

زیبایی‌های بکر «تنگ مو» از عطر آویشن تا خروش آبشار آن، جاذبه‌ای چشم‌نواز و به یادماندنی برای طبیعت‌دوستان خواهد بود.

*****************************

گزارش و عکس از: قاسم خشت زر

*****************************



خبرگزاری تسنیم: اگر به صورت دقیق تاریخ ایران را از دوران " انشانی" و " ایلامی" و ارتباطش را با سلسله های حاکم بر بین النهرین مطالعه کنیم متوجه این حقیقت می شویم که نقش کوه گیلویه همان نقش میان خاور و باختر است.

به گزارش خبرگزاری تسنیم از دهدشت، کوه گیلویه دو ایالات " انشان " و شوشان" و همچنین اصفهان را به هم پیوند می داد هرچند موقعیت کوهستانی و دره های عمیق آن جایگاه مناسبی برای پیدایش و رشد تمدن های نخستین و محلی ایمن برای تمدن های آسیب دیده و ناتوان شده روزگار کهن بوده است.

شهرستان کوه گیلویه گذرگاهی بود که کاروان های بازرگانی و نیروهای نظامی، ناگزیر باید از آن عبور می کردند.

با پایان یافتن دوران حاکمیت سلسله ی انشانی و با سقوط این پادشاهی، بین النهرینی ها بر این منطقه استیلا یافتند.

اختلاف میان قبایل ایلامی موجب بوجود آمدن چرخه های سیاسی شد و پس از سلسله اخیر خاندان درگری در موقعیت این شهرستان به قدرت رسید که با حمله به حاکمان بین النهرین مناطق جلگه ای خوزستان (شوشان) را تصرف و شوش را پایتخت قرار دادند.

تاسیس سلسله هخامنشی پس از سقوط ایلام سرآمد وجود این اتحادیه بود و در این دوره شهرستان کوه گیلویه با نام پارسوماش به عنوان جایگاه هخامنشیان نقش ویژه ای داشت.

چند پل قدیمی را می توان نام برد که در نقشه راه ها در دوره هخامنشی آمده اند به طوری که سردار نامی و اسطوره تاریخ ایران" آریو برزن " برگ زرینی بی بدیل در تاریخ به یادگار مانده است.

پس از هخامنشیان این شهرستان به دو قسمت تشکیل می شود به طوری که شمال رود مارون جزء " آلیمائید" و جنوب شرقی آن جزء " انشان"(فارس) بوده است.

اردشیر بابکان به واسطه ی قرابت سببی و مذهبی با مغان مردم جنوب شرقی مارون توانست با حمایت آنان آلیمائید را تصرف کند و پس از کشتن پادشاه اهوازی و تصرف دژهای مستحکم موضع غربی شهرستان " کوه گیلویه" ، خود را شاهنشاه بخواند.

به دستور اردشیر بابکان و به یاد فرزندش " شاپور" این خاک " سرزمین شاپور" ( بلاد شاپور) نام گرفت.

وی دستور داد تا در این منطقه آبادی ها و آتشکده ها ساختند که تعداد زیادی از آنها هنوز ابهت خود را به رخ هر بیننده ای می کشد اگر چه قسمت های از آن در دو شهرستان گچساران و بهمئی قرار گرفته اند.

دوران پس از ساسانی از حوادث میان اعراب، ایرانیان، خلفا، خوارج، زنگیان، صفاریان و آل بویه پر است.

تن خسته شهرستان کوه گیلویه شاهد اختلافات میان سلجوقیان و فرقه اسماعیلیه به رهبری " ابوحمزه ی کفشگر ارجانی" در دژهای مستحکم این شهرستان است.

پس از آن "اتابکان فارس" و " لر" در این شهرستان به قدرت رسیدند که امروزه شاهد آرامگاه های از بزرگان آن دوره در این شهرستان هستیم.

پس از تیموریان و ترکمانان دوره حاکمیت صفویان آغاز می شود، در این دوره به این دلیل که شهرستان کوه گیلویه در مسیر میان پایتخت و بنادر قرار داشت از رونق خاصی برخوردار شد.شهر دهدشت و جاده های ارتباطی آن به بهترین نحو ممکن بازسازی شد و معبر هزاران تاجر اصفهانی، هندوستانی و کشمیری گشت.

بافت قدیمی دهدشت با حداقل 2 کاروانسرا و یک مسجد جامع، 4 حمام، 2 حوزه علمیه و ارگ، 7 بارگاه متبرکه و بازار زیبای آن نشان از وجود حاکمان مدبر و توانا و عالمان فرهیخته است که "محمد زمان خان"، "سید محمد" و " سید ابراهیم(امام زاده ابراهیم)" از جمله این مفاخر هستند.

این شهرستان دارای قلعه های زیاد و بیش از 52 مرکز مسکونی از جمله فشیون، کمبوس، موگرم، الغچین، خنگ خسرو، دستکرت، شهر زرگران، خیر کده، فیلگاه، سنقر آباد، کوشک، منگشت، پر اشکفت و دلی یاسیر که قدمتی 3 هزار ساله دارند، است.

پس از صفویه شهرستان کوه گیلویه گرفتار آشوب های داخلی شد و در هر منطقه شخصی با گرفتن حکم خانی از حکومت، در محل سکونت خود اقدام به ساختن قلعه ای کردند.

این قلعه ها بعضا بر روی بناهای تاریخی قرار گرفته اند به طوری که برخی از آنها تا دوران پهلوی مورد استفاده قرار می گرفتند که قلعه های چرام، کلایه، ضرغام آباد، سرپری، چنگلوا، سوق، لنده، گرگیو، تلوندی، رودخانه سادات، گل ، دختر، عمارت، کلات، دیشموک، جلو و رئیسی از جمله انها است.




:: موضوعات مرتبط: *( گالري عكس دهدشت)*، بلادشاپور، تاريخ و تمدن و اخبار دهدشت

شهرستان کهگیلویه با مرکزیت شهر دهدشت، مهد فرهنگ و تمدن این خطه است که وجود آثار فرهنگی و باستانی متعدد بیانگر این ادعاست.

علاوه بر این، شهرستان کهگیلویه به واسطه موقعیت کوهستانی، دره های عمیق، کوههای بلند و رود خروشان مارون، جایگاه مناسبی برای پیدایش و رشد تمدن های نخستین و محلی ایمن برای تمدن های آسیب دیده و ناتوان شده روزگار کهن بوده است.

بافت تاریخی شهر دهدشت

بافت تاریخی شهر دهدشت مهمترین و کهن ترین اثر تاریخی در این شهرستان است که گنجینه ای از معماری اسلامی دوران صفویه به شمار می رود.

این بافت که بر اساس دست نوشته های تاریخی به دستور اردشیر بابکان و به یاد فرزندش "شاپور"، "بلاد شاپور" نام گرفت، در ضلع جنوبی شهر کنونی دهدشت به وسعت 50 الی 60 هکتار قرار گرفته است.

شهر تاریخی بلاد شاپور به دلیل وجود بارگاه هفت امامزاده در آن، به شهر "هفت گنبد" نیز مشهور است.

بلاد شاپور شهری مذهبی و تاریخی است که در آمیختگی هنر و مذهب باعث خلق شاهکارهای شگفت انگیزی در آن شده است. وجود هفت امامزاده، دو مدرسه، یک کاروانسرا، چهار مسجد، بازاری بزرگ و منازل مسکونی گواه بر این مطلب است.

این شهر که روزگاری پر رونق را پشت سر گذاشته دارای برج و بارو وارگ بوده که هم اکنون بخشهایی از آن باقی مانده است. نگاهی به جغرافیای محل نشان می دهد که این شهر به واسطه قرار گرفتن بر سر راه پایتخت صفویان به بنادر جنوبی و نیزنزدیکی به شهر ارجان یا بهبهان کنونی نقش موثری در تجارت آن زمان ایفا می کرده است.

ادامه مطلب را بخوانید........



:: موضوعات مرتبط: *( گالري عكس دهدشت)*، اماکن متبرکه دهدشت، بلادشاپور، تاريخ و تمدن و اخبار دهدشت

                                  چند نما از مناظر زیبای روستای رودخانه سادات

                                                                                      عکاس: قاسم خشت زر




:: موضوعات مرتبط: *( گالري عكس دهدشت)*، بلادشاپور، (باغچه سادات)
:: برچسب‌ها: طبیعت, روستا, خشت زر
 
موضوعات
برچسب ها
آرشیو مطالب
خبرخوان